تبليغاتX
تا خدا هست دلت تنها نیست

زندگی پراست از گره هایی که تو آن را نبسته ای

اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها . . .

.

.

.

بهترین جا برای آزمودن تربیت یک آدم، وسط دعواست . . .

(جرج برنارد شاو)

.

.

.

عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند

هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . .

.

.

.

از ذهن تا دهن فقط یه نقطه فاصله هست

تا ذهنت را باز نکردی

دهنت را باز نکن . . .

.

.

.

برای کسی بسوز که برای خاموش کردنت از اشکش مایه بذاره . . .

.

.

.

کوه از بالانشینی رتبه ای پیدا نکرد / جاده از افتادگی از کوه بالا می رود !

.

.

.

این کوه نیست که شما را از پای می اندازد، خرده ریگی است که در کفش دارید . . .

.

.

.

کسانی که مثل کبک سر خود را در برف فرو می کنند ،

لگد دیگران را به جان خود می خرند . . .

.

.

.

وقتی میمیری

ناگهان همه عاشقت میشن و از خوبی هات میگن . . .

.

.

.

ادعای عشق به خدا ،از کسی که سجاده دلتنگ حضور اوست ، پذیرفتنی نیست

نماز نجوای عاشقانه با محبوب است . . .

.

.

.

هرچشمه شودترانه خوان درباران

هرخـاک به رنگ آسـمــان دربـاران

آیــات زلال ابرنــازل کـــه شــود

مبعوث شــوند عــاشقان دربــاران

نگاهت به آسمان باشد . . .

.

.

.

یار مفروش به دنیا که کسی سود نکرد

آنکه یوسـف به زر ناســره بفروخته بود . . .

.

.

.

فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند

بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد . . .

.

.

.

خدایا آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

و آن گونه بمیران که کسی به وجد نیاید از نبودنم . . .

.

.

.

اگر تصمیم نگیری که چه آدمی باشی آنگاه دیگران برای چگونه شدنت تصمیم خواهند گرفت !

.

.

.

عادت این قبیله است به دور آتشی که تو میسوزی میرقصند . . .

.

.

.

پنهان کردن دانش خود بهتر از آشکار کردن نادانی است . . .

.

.

.

در بدترین ما آنقدر خوبی هست، و در بهترین ما آنقدر بدی هست

که هیچ یک از ما را شایسته نیست، که از دیگران عیب جویی کنیم . . .

.

.

.

آزادی از جمله تجملاتی است که هرکسی توان کسب آن را ندارد . . .

.

.

.

انسان آزاد آفریده شده است اما همه جا در زنجیری است که خود بافته است . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 12:6  توسط هانیه  | 

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$$_____________________________$$
$$_____________________________$$
$$_________$$$$$$$$$$__________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$___________$$$$$$____________$$
$$_________$$$$$$$$$$__________$$
$$_____________________________$$
$$_____________________________$$
$$______$$$$$_______$$$$$______$$
$$____$$$$$$$$$___$$$$$$$$$____$$
$$___$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$___$$
$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___$$
$$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____$$
$$______$$$$$$$$$$$$$$$$$______$$
$$________$$$$$$$$$$$$$________$$
$$__________$$$$$$$$$__________$$
$$___________$$$$$$$___________$$
$$____________$$$$$____________$$
$$_____________$$$_____________$$
$$______________$______________$$
$$_____________________________$$
$$_____________________________$$
$$___$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$___$$
$$_____$$$$$_________$$$$$_____$$
$$_____$$$$$_________$$$$$_____$$
$$_____$$$$$_________$$$$$_____$$
$$_____$$$$$_________$$$$$_____$$
$$_____$$$$$_________$$$$$_____$$
$$_____$$$$$_________$$$$$_____$$
$$_____$$$$$_________$$$$$_____$$
$$_____$$$$$$_______$$$$$$_____$$
$$______$$$$$$_____$$$$$$______$$
$$________$$$$$$$$$$$$$________$$
$$__________$$$$$$$$$__________$$
$$_____________________________$$
$$_____________________________$$
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 13:10  توسط هانیه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 13:5  توسط هانیه  | 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرم تنها ماند- طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 12:58  توسط هانیه  | 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرم تنها ماند- طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 12:58  توسط هانیه  | 

درمورد محل دفن حضرت يوسف(ع)شيخ طبرسي(ره)درتفسيرخود نقل كرده:چون حضرت يوسف ازدنيا رفت،اورا درتابوتي ازسنگ مرمر نهاده و ميان رود نيل دفن كردند وعلتش اين بود كه چون آنحضرت ازدنيا رفت،مردم مصربه نزاع برخاسته وهردسته اي مي خواستند تا جنازه آن حضرت را در محله خود دفن كنند واز بركت آن پيكرمطهر بهره مند گردند وسرانجام مصلحت ديدند جنازه را دررود نيل دفن كنند تا آب نيل ازروي آن بگذرد وبه همه شهر برسد تا مردم در اين بهره يكسان باشند وبركت آن جنازه بطور مساوي به همه مردم برسد،واين قبرتا زمان حضرت موسي(ع)هم چنان دررود نيل بود تا وقتي كه آن حضرت بيامد واو را از نيل بيرون آورد وبه فلسطين برد

منبع : فان پاتوق
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 10:58  توسط هانیه  | 

 

همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .

مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :

1-     طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.

2-     "زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " . فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

3-     خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه  "اعتماد به نفس "

4-      انسانیت مهم تر از مادیات است

اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

5-     به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند !

رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما  خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.

6-     درجه ی کمال و شخصیت

کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید .

7-     بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید.

انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ،  ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که  از  زندگی  لذت نمی بریم نه دیگران !!

8-     "خنده" داروی هر "درد"  است .

با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.

9-     تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید.

 سلامتی خود را  دست کم نگیرید . با رعایت  این  نکات ، از وضعیت  جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .

10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند .

هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.

11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند !

از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید.

12- شکست را بپذیرید .

هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :" من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"

13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید .

یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :" یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".

14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .

زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .

15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است !!

همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق  و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.

تفاوت مدرسه و زندگی :" در مدرسه درس می آموزید و بعد امتحان می دهید ولی در زندگی ابتدا امتحان خود را پس می دهید و از آن درس می گیرید!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 10:56  توسط هانیه  | 

مناظر آرام بخش و رویایی

مناظر آرام بخش و رویایی

مناظر آرام بخش و رویایی

مناظر آرام بخش و رویایی

مناظر آرام بخش و رویایی

مناظر آرام بخش و رویایی

مناظر آرام بخش و رویایی

مناظر آرام بخش و رویایی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 10:52  توسط هانیه  | 

دل من غمگین است،غصه ام سنگین است،

گرچه بی همنفسم،

زندگی شیرین است،

میل گل درمن نیست،بال من خونین است،

اشک غم باید ریخت،

رسم دنیا این است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 10:47  توسط هانیه  | 

امید؟؟؟
شخصی را به جهنم میبردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره

می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان

پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب
نگاه

کرد... او امید به بخشش داشت...
 
عشق


امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر

از من خواهرم است که در پشت سرتو ایستاده است.امیر

برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت:عاشق نیستی

 !!!!عاشق به غیر نظر نمیکند



زیبایی


دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد وبه کفش

های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد
بعد به بسته های چسب

زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :
اگر

تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت

رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک
به کفش

ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر

روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه
تا...و بعد

شانه هایش را
بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا

 نکنه...اصلآ کفش
نمی
خوام
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 10:33  توسط هانیه  |